درست در نهمین سالگرد دوم خرداد مانا نیستانی روزنامه نگار و کاریکاتوریست ایرانی احضار و با نظر حضرت آقای قاضی روانه زندان شد . حالا هی بزنیم تو سر خودمون که بابا جان به پیر به پیغمبر هیچ جای دنیا به خاطر کاریکاتور یک سوسک که از بد روزگار ترکی حرف می زده ، کسی را زندون نمی کنند . بعضی از هم وطن های آذزی ما هم که جو گرفتتشون و یاد کاریکاتوریست دانمارکی افتادند!!! آخه پدر جان همین کار ها را می کنید که می گن ترک...استغفر الله ، ببین زبان آدم را باز می کنند ها ...
گذشته از این گلایه های بیشتر شخصی و احساساتی من { که امید وارم شما بذارید به حساب درد و دل های یک روزنامه نگار بدبخت مثل همه ژورنالیست های ایرانی ! } باید بگم که ریشه این اعتراض ها در کاریکاتور مانا نیست .
شاید اگر آقایان بلاخره تصمیم می گرفتند و چشم هاشون را باز می کردند متوجه می شدند که سیاست های قومیتی بسیار خطرناک ، پوسیده و نخ نمایی که در طول سالیان متوالی در سر لوحه داشتند ، آبشخور چنین حوادثی شده است .
با زندان کردن چند تا روزنامه نگار و بستن چند تا روزنامه هم درست نمی شه . اگر کمی سه بعدی به قضیه نگاه کنیم با کنار هم قرار دادن این پازل که امروز یک سرش در سیستان و بلوچستان ، سر دیگرش اهواز و ...است ، متوجه می شویم کشور در آستانه بحران قومیت ها قرار گرفته و اگر چاره ای نیاندیشیم در آنچنان باتلاقی فرو خواهیم رفت که بیرون آمدن از آن به کمک خود حضرت فیل هم امکان پذیر نخواهد بود .
